لغت نامه دهخدا
چهاراسباب. [ چ َ / چ ِ اَ ] ( اِ مرکب ) چهار علت: علت فاعلی، علت غائی، علت مادی، علت صوری. || چهارقوه: قوه هاضمه، قوه دافعه، قوه ماسکه، قوه جاذبه. رجوع به چاراسباب شود.
چهاراسباب. [ چ َ / چ ِ اَ ] ( اِ مرکب ) چهار علت: علت فاعلی، علت غائی، علت مادی، علت صوری. || چهارقوه: قوه هاضمه، قوه دافعه، قوه ماسکه، قوه جاذبه. رجوع به چاراسباب شود.
چهار علت: علت فاعلی علت غائی علت مادی ٠ علت صوری ٠ یا چهار قوه: قو. هاضمه ٠ قو. دافعه قو. ماسکه قو. جاذبه ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جهانی را به یک امر، دو حرفی در وجود آورد ز نیروی چهار اسباب، زیر گنبد گردان
💡 یک مطالعه پیشنهاد داده است که تامین اسباببازیهای کمتر در محیط، به کودکان نوپا اجازه میدهد تا بهتر تمرکز کرده و به صورت خلاقانهتر بازی کنند. ارائه چهار اسباببازی بهجای شانزده اسباببازی برای توسعه و بازی سالم کودکان پیشنهاد شده است.
💡 استاد عاليقدر در كلمه صد وسى و هشت هزار و يك كلمه فرمود: امر دو حرفى (كن ) استو چهار اسباب، علل چهارگانه فاعلى و مادى و صورى و غائى است كه بند نخستين دفتردل ما، در اين امر دو حرفى است.