چشمه گاو

لغت نامه دهخدا

چشمه گاو. [ چ َ م َ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «چشمه ای است در بلوک مانه که میان مغرب و شمال بجنورد واقع است ». ( از مرآت البلدان، ج 4 ص 244 ).
چشمه گاو. [ چ َ م َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان عربخانه بخش خوسف شهرستان بیرجند که در 77 هزارگزی شمال باختری خوسف بر سر راه مالرو عمومی گیو به شوسف واقع است. جلگه و معتدل است و 124 تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و لبنیات، شغل اهالی زراعت و مالداری وراهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان عربخانه بخش خوسف شهرستان بیرجند.

دانشنامه عمومی

چشمه گاو یک روستا در ایران است که در دهستان نهارجان واقع شده است. چشمه گاو ۴۷ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با چشمه گاو

💡 اقتصاد شهرستان ممسنی بر پایه کشاورزی، دامداری و قالی‌بافی استوار است. آب کشاورزی در این منطقه از چشمه، کاریزها، چاه‌ها و رودخانه‌ها تأمین می‌گردد. مهم‌ترین فراورده‌های کشاورزی آن عبارتند از: برنج، گندم، جو، مرکبات و خرما. در آبادی‌های این شهرستان دامداری رونق بسیار داشته و دام‌ها بیشتر شامل گوسفند و گاو است.

💡 چل‌گاو یا چاله‌کاو، دشتی پر از چشمه و مرغزار و گیاهان کوهستانی است که در بین دو رشته‌کوه، در میانه ارتفاع دالان‌کوه قرار دارد. منطقهٔ گردشگری چل گاو همه ساله پانزده خرداد پذیرای جمع کثیر کوهنوردان و گردشگران است.

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
ببم یعنی چه؟
ببم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز