لغت نامه دهخدا
چاه ابوطالب. [ هَِ اَ ل ِ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «موسوم به دروازه است واقع در خاک سیستان بر سر راه فراه به مالاخان یا سیاه کوه، در طرف غربی رود هیرمند». ( از مرآت البلدان ج 4 ص 131 ).
چاه ابوطالب. [ هَِ اَ ل ِ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «موسوم به دروازه است واقع در خاک سیستان بر سر راه فراه به مالاخان یا سیاه کوه، در طرف غربی رود هیرمند». ( از مرآت البلدان ج 4 ص 131 ).
مولف مر آت البلدان نویسد: (( موسوم بدروازه است واقع در خاک سیستان بر سر راه فراه به مالاخان یا سیاه کوه در طرف غربی رود هیرمند ) )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (اما) هيهات پس از آن همه جنگ ها و حوادث سهمگين (اين گفته بس ناروا است ). به خداعلاقه فرزند ابوطالب به مرگ، از علاقهطفل شيرخوار به پستان مادر بيشتر است. اما من از علوم و حوادثى آگاهم كه اگربازگويم همانند طناب ها در چاه هاى عميق به لرزه درآييد