چال بقا
لغت نامه دهخدا
چالبقا.[ ب ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سردرود بخش رزن شهرستان همدان که در 12 هزارگزی شمال باختر قصبه رزن کنار راه اتومبیل رو رزن به دمق واقع شده. کوهستانی و سردسیر است و 102 تن سکنه دارد. آبش از چشمه و محصولش غلات دیمی و مختصر انگور و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی زنان قالی بافی و راهش اتومبیل رو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
جمله سازی با چال بقا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای حفاظت از نسل بشر در برابر نابودی حتمی، شکارچیان که انسانهایی با تواناییهای جادویی هستند، باید با هیولاهای مرگبار مبارزه کنند. یک شکارچی بدنام ضعیف به نام سونگ جینوو خود را در یک مبارزه به بیپایان برای بقا میبیند. یک روز، پس از اینکه به سختی از یک سیاهچاله بسیار قدرتمند جان سالم به در برد، یک برنامه مرموز به نام سیستم، او را به عنوان تنها بازیکن خود انتخاب میکند و توانایی بسیار نادری به وی میدهد تا از نظر قدرت، سطح خود را افرایش دهد. در ادامه سونگ راهی سفری میشود تا اسرار سیاه چالها و منبع واقعی قدرتهای خودش را کشف کند اما در این راه باید با انواع دشمنان، اعم از انسان و هیولا، مبارزه کند.