لغت نامه دهخدا
پیشوازی. [ ش ْ ] ( حامص مرکب ) تعبیری عامیانه از پیشواز: امروز اهل محله رفته اند پیشوازی زوار خراسان.
پیشوازی. [ ش ْ ] ( حامص مرکب ) تعبیری عامیانه از پیشواز: امروز اهل محله رفته اند پیشوازی زوار خراسان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پردهداری کعبه (به عربی: سدانة الکعبة) یک پیشه باستانی است که به معنی پرستاری و پاسداری از کعبه،از گشودن در آن، بستن و پاکیزهگرداندن، جایگزینی پرده آن گرفته تا پیشوازی و میزبانی از دیدارکنندگان آن را در بر میگیرد.
💡 واژه عامیانه «درنداس» که برای دیارانداراج یعنی پیشوازی خدایگان به کار میرود همان «تیرانداز» فارسی، و پرتابکننده تیر است و روزگاری یکی از جشنهای ویژه ایزد تیر بود.
💡 «احیانا»، «خدا نگهدار عشق» و « آقای دروغ » بعضی از نام های ترانه های دانیلا بودهاند که مقدار کثیری از پیشوازی را داشته اند، دومی در سال ۲۰۱۹ جایزه لوس را در قسمت ((هیت سال)) کسب نمود. نخستین مجموعه هنرگاهی دانیلا به نام (( منم )) در سال ۲۰۱۹ سال انتشار پیدا کرد.