پیش مصرع
لغت نامه دهخدا
پیش مصرع. [ م ِ رَ ] ( اِ مرکب ) مصراع اول از بیتی. ( آنندراج ):
مناسب مصرع آن شاه مطلع
که دارد از خدای پیش مصرع ( ؟ )ناظم هروی ( از آنندراج ).به اندک فرصتی از هم خیالان پیش می افتد
تواند هر که صائب پیش مصرع را رسانیدن.صائب ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) مصراع اول از یک بیت: باندک فرصتی از هم خیالان پیش می افتد تواند هر که صائب. پیش مصرع را رسانیدن. ( صائب )
جمله سازی با پیش مصرع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زمین قابل اگر بهر فکر می طلبی ز پیش مصرع ما بیشتر شود پیدا
💡 باشد به بیاض گردن دشمن تو شمشیر تو پیش مصرع تیغ اجل
💡 به اندک فرصتی از هم خیالان پیش می افتد تواند هر که صائب پیش مصرع را رسانیدن