پیرمحمود
لغت نامه دهخدا
پیرمحمود. [م َ ] ( اِخ ) دهی از بخش قلعه زراس شهرستان اهواز. واقع در 27هزارگزی شمال خاوری قلعه زراس. کنار راه مالرودشت گل به حوضه. کوهستانی، معتدل. دارای 217 تن سکنه. آب آن از چشمه و قنات. محصول آنجا غلات و صیفی. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی زنان گیوه چینی و راه آن مالرو است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
پیرمحمود. [ م َ ] ( اِخ ) صدفی اورنوی. وی مفتاح کنوز استاد خود خیرالدین را بترکی ترجمه کرده است.
فرهنگ فارسی
صدفی اورنوی
جمله سازی با پیرمحمود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از اعدامِ فتحعلیخان توسط تهماسب، تعدادی از سرانِ قاجار بهطور موقت بازداشت شدند تا پیامدهای احتمالیِ این قتل بخوابد؛ اما محمدحسینخان قاجار که از رقیبانِ فتحعلیخان بود، بهجای وی فرماندهِ قوای قاجار شد و از این اتفاقْ خرسند هم شد. اکنون نادر در اندیشهٔ شکستِ قطعیِ ملک محمود بود. او روزانه به سازههای دفاعیِ مشهد حمله میکرد. ملک محمود پس از شنیدن خبر قتلِ فتحعلیخان، به تصورِ ضعیف شدنِ نیروهای تهماسب، با نیروی بزرگی که شامل توپخانه نیز میشد، به نیروهای تهماسب یورش برد. نادر آنان را مغلوب و وادار به عقبنشینی کرد. پس از آن ملک محمود از شهر خارج نشد. در این ماجرا چند نفر از افسران وی از جمله توپچیباشیاش کشته شدند. بدین ترتیب نیروی توپخانهٔ وی با وجود نیرومندی، از کار افتاد. نادر سپس مشهد را از راهِ خیانت بهدستآورد؛ سرانجام در شبِ ۱۶ ربیعالاول ۱۱۳۹ ه.ق/۱۱ نوامبر ۱۷۲۶ م، پیرمحمود فرماندهِ قوای کلِ مشهد یکی از دروازهها را بهروی نیروهای نادر گشود و نادر و سربازانش داخل شهر شدند. ابتدا نادر به ملک محمود اجازه داد تا در حرم علیّ بن موسیَ الرّضا پناهنده شود. پس از گذشت چند ماه، خبر به نادر دادند که وی با بعضی از ترکمنهای مرو، تماس پنهانی دارد و آنان را برای یورش به مشهد تحریک میکند. نادر دستورِ اعدامِ ملک محمود بههمراه برادر و برادرزادهاش را صادر کرد.