پیر عباس
لغت نامه دهخدا
پیرعباس. [ ع َ ب ْ با ] ( اِخ ) دهی از بخش قلعه زراس شهرستان اهواز. واقع در 15هزارگزی شمال قلعه زراس، کنار راه مالرو بابااحمد به احمدبدل. دارای 42 تن سکنه. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
پیرعباس. [ ع َ ب ْ با ] ( اِخ ) ( امیر... ) والی ری. وفات بسال 541. ( حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 471 ).
فرهنگ فارسی
والی ری
جمله سازی با پیر عباس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی در اردیبهشت ۱۳۸۹ توسط قاضی پیر عباس قاضی دادگاه انقلاب اسلامی در حکمی عجیب به ۲۷ ماه حبس تعزیری و سی سال محرومیت سیاسی محکوم گردید. قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی در این حکم تاجیک را به مدت ۳۰ سال از حرفه خبرنگاری، تألیف، مصاحبه، مقالهنویسی و حتی تحلیل سیاسی محروم نمود. عضویت، هواداری و همچنین فعالیت مؤثر در احزاب و گروههای سیاسی و بهطور کل ورود در مسائل نظری سیاسی از مصادیق این ممنوعیت نیز عنوان گردید.