پوسکان
مترادفها
پوسیدگان، فاسدشدگان
متضادها
تازه، سالم
لغت نامه دهخدا
پوسکان. ( اِخ ) دهی از دهستان کمارج بخش خشت شهرستان کازرون. در 48 هزارگزی خاور کنار تخته و دامنه جنوبی کوه سلب. کوهستانی، گرمسیر، مالاریائی، دارای 83 تن سکنه، فارسی زبان.آب آن از چشمه، محصول آنجا غلات، شغل اهالی زراعت، راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).
دانشنامه عمومی
پوسکان، روستایی است از توابع بخش جره و بالاده شهرستان کازرون در استان فارس ایران.
این روستا در دهستان دادین قرار داشته و بر اساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۹۵ صورت گرفته، جمعیت آن ۲۲۲ نفر ( ۶۲ خانوار ) بوده است.
جمله سازی با پوسکان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از سایر جاذبههای شاخص تاریخی کازرون میتوان به سنگنوشته کرتیر در سرمشهد بهعنوان بزرگترین کتیبه جهان، آتشکده کازرون، قلعه پوسکان، آتشکده جره و نقشبرجستهٔ تیمورمیرزا اشاره کرد.