پهنائی
مترادفها
پهنا، عرض، وسعت
متضادها
باریکی
لغت نامه دهخدا
پهنائی. [ پ َ ] ( اِخ )دهی از دهستان مرکزی بخش قاین شهرستان بیرجند، واقعدر 12 هزارگزی جنوب باختری قاین و 6 هزارگزی باختر شوسه عمومی قاین به بیرجند، جلگه، معتدل، دارای 836تن سکنه. آب آن از قنات، محصول آنجا غلات، زعفران و تریاک، شغل اهالی زراعت و مالداری و قالیچه بافی، راه آنجا مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
جمله سازی با پهنائی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه بینور لقای او نجوم سعد را بختی نه با پهنای ملک او فلک را هیچ پهنائی