لغت نامه دهخدا
پنج دیه. [ پ َ ] ( اِخ ) پنج ده. از اعمال مروالرود: امیری بود بحدود مروالرود و پنج دیه و طالقان. ( جهانگشای جوینی ). رجوع به پنج ده شود.
پنج دیه. [ پ َ ] ( اِخ ) پنج ده. از اعمال مروالرود: امیری بود بحدود مروالرود و پنج دیه و طالقان. ( جهانگشای جوینی ). رجوع به پنج ده شود.
پنج ده از اعمال مروالرود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و دیهها که خراج داشته است در بیهق، سیصد و نود و پنج دیه بوده است، خراجی سیصد و بیست و یک دیه و قانونِ خراج در عهدِ ملوکِ آلِ طاهر ـ رَحِمَهُمُ الله ـ صد هزار و هفتاد هزار و هشت هزار و هفتصد و نود و شش دِرَم بوده است، و اعشارِ آن از هفتاد و چهار دیه پنجاه و هفت هزار و هشتصد دِرَم است.