پشت ریز
لغت نامه دهخدا
پشت ریز. [ پ ُ ] ( ق مرکب ) پیاپی. متوالی. پی درپی.
جمله سازی با پشت ریز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شاخههای ریز قسمت پشت دلتوئید و سر دراز تری سپس را تغذیه کرده و با شاخه صعودی پروفوندا براکئیی اناستوموز میشود.
💡 پس از بارشهای بسیار شدید باران، احتمال وقوع پشت ریز در مناطق شیبدار کوهستانی به شدت افزایش یافته و خطرات جانی زیادی دارد.
💡 تیم امداد و نجات بلافاصله پس از گزارش پشت ریز در جاده اصلی، برای باز کردن مسیر و کمک به مسافران گرفتار اعزام شدند.
💡 مهندسان عمران باید برای جلوگیری از پشت ریز در کنار اتوبانها، دیوارههای حفاظتی و سیستمهای زهکشی مناسبی را در محل طراحی کنند.