لغت نامه دهخدا
پرانداخت. [ پ َ اَ ] ( اِ ) پرانداخ. سختیان. چرم. تیماج.
پرانداخت. [ پ َ اَ ] ( اِ ) پرانداخ. سختیان. چرم. تیماج.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مشکل که به کویت رسد این رنگ پریده سیمرغ درین راه خطرناک، پرانداخت