کلمه «وکره» در لغت به چندین معنا اشاره دارد. نخست، به معنی «آشیانه مرغ» است، بهویژه وقتی که مرغ در آن وجود ندارد. این مفهوم از منظر نهادهای زبانی به نوعی نشانهای از سکونت و استقرار محسوب میشود. در منابع دیگر، این واژه به نشستن مردم نیز اشاره دارد و به عنوان یک اصطلاح اجتماعی به کار میرود. همچنین، در معناهای دیگر، «وکرة» به بیضه در زیر گرفتن مرغ و همچنین خایه در زیر گرفتن نیز معنی شده است. دیگر معنای این واژه، «به آشیانه وارد شدن» است که دلالت بر جابجایی و استقرار در مکان خاصی دارد. علاوه بر این، کلمه «وکرة» در معنای مهمانی بنای نو نیز استفاده میشود که به یک نوع مهمانی و جشن اشاره دارد. در نهایت، این واژه به آبخور و جای فرود آمدن در آب نیز اشاره میکند که به مکانهایی مرتبط با آب و استفاده از آن دلالت دارد. به طور کلی، «وکرة» واژهای چندمعنایی است که در زمینههای مختلف فرهنگی، اجتماعی و طبیعی کاربرد دارد.
وکره
لغت نامه دهخدا
( وکرة ) وکرة. [ وَ رَ ] ( ع اِ ) وکر. آشیانه ٔمرغ، گو مرغ نباشد در وی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). || ( مص ) نشستن مردم. ( تاج المصادر بیهقی ). || بیضه در زیر گرفتن مرغ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). خایه در زیر گرفتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( آنندراج ). || به آشیانه وارد شدن. ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ).
وکرة. [ وَ ک َ رَ ] ( ع اِ ) مهمانی بنای نو. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ).
وکرة. [ وُ رَ ] ( ع اِ ) آبخور. || جای فرودآمدن در آب. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
آبخور جای فرود آمدن در آب
جمله سازی با وکره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شبه جزیره قطر از شمال شرق عربستان به داخل خلیج فارس گسترده شدهاست. خاک این کشور، مسطح بوده و از یک صحرای خشک تشکیل شدهاست. شهرهای قطر عبارتاند از وکره، خور، دخان، زباره، شمال، مسیعید، رأس لفان.