لغت نامه دهخدا
وغاب. [ وِ ] ( ع اِ ) ج ِ وَغب ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد )، به معنی جوال. ( آنندراج ). اوغاب. رجوع به وغب شود. || ج ِ وغبة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به وغبة شود.
وغاب. [ وِ ] ( ع اِ ) ج ِ وَغب ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد )، به معنی جوال. ( آنندراج ). اوغاب. رجوع به وغب شود. || ج ِ وغبة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به وغبة شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روز سوم كه از مذاكره با پيامبر (صلى الله عليه و آله ) نااميد شده بودم، جوانى را(كه على (عليه السلام بود) پشت سر ديدم به من اشاره مى كند كه آن جملهقبل را تكرار كن، گفتم هلك الوالد وغاب الواقد....