لغت نامه دهخدا
( ورودة ) ورودة. [ وُ دَ ] ( ع مص ) وَرادَة. ( ناظم الاطباء ). گلگون گردیدن اسب. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). گلگون شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). رجوع به ورادة شود.
( ورودة ) ورودة. [ وُ دَ ] ( ع مص ) وَرادَة. ( ناظم الاطباء ). گلگون گردیدن اسب. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). گلگون شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). رجوع به ورادة شود.
وراده گلگون گردیدن اسب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 22- خربزه مانند ختمى - كه در مورد پاك شدن روده ها از آن استفاده مى شود - معده وروده را پاكيزه مى كند.