وداء

لغت نامه دهخدا

وداء. [ وَدْءْ ] ( ع مص ) برابر کردن. || به بدی و زشتی فراگرفتن کسان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || برآوردن اسب نره را تا کمیز اندازد یا بر ماده جهد. ( منتهی الارب ). برآوردن اسب نره را برای کمیز انداختن یا برای برجستن بر ماده. ( آنندراج ). || یقال: دانی؛ یعنی بگذار مرا. ( منتهی الارب ). || سپری گردیدن اخبار بر کسان و منقطع شدن. ( منتهی الارب ). رجوع به مدخل بعد شود.
وداء. [ وَ دَءْ ] ( ع اِمص )هلاکی. ( منتهی الارب ). هلاک. || ( مص ) سپری گردیدن اخبار بر کسان و منقطع شدن. ( اقرب الموارد ).

جمله سازی با وداء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جذام بيمارى واگيرى است، كه در آسيا و آفريقا و بعضى نقاط اروپا و آمريكا شيوعدارد و بر دو قسم است، يك قسم آن داراى عوارضى ازقبيل بر آمادگيهاى مسى رنگ در روى پوست بدن مى باشد كه به تدريج تغيير مى كند،و تبديل به زخم جراحت مى شود، قسم ديگر آن عبارتست از لكه هاى سفيد شبيه برص وبى حسى بعضى اعضاء بدن از قبيل بينى و دست و پا، كه گوشت آنها را فاسد مى كند؛و از ميان مى برد، ((آكله وداء الاسد)) هم مى گويند، و در فارسى به آن ((خوره )) مىگويند.

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز