وحصه
مترادفها
سهم، بخش، قسمت
متضادها
کل، تمام
لغت نامه دهخدا
( وحصة ) وحصة. [ وَ ص َ ] ( ع اِ ) سرما. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). برد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
سرما. برد
جمله سازی با وحصه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در حقیقت حراثه بندی یک زمین یعنی تقسیم آن به سهام مشاعی (یعنی: آنچه مشترک وتقسیم ناکرده باشد، زمین یا جزء آن که مالک مشترک چندین نفر باشد وحصههای آنان تقسیم نشده باشد)، که هرکس حق زراعت داشته بدون آنکه بتواند در آن تغییر احداث نماید یا آن را بفروشد.