لغت نامه دهخدا
واخجلتا. [ خ َ / خ ِ ل َ ] ( ع صوت مرکب ) ( از: «وا» ندبه + منادای مندوب ) شرمسارم. از اصوات تحسر و اندوه:
هر بامداد خورشید از رشک خاک پایت
واخجلتاسرایان سر ز آسمان برآرد.خاقانی.
واخجلتا. [ خ َ / خ ِ ل َ ] ( ع صوت مرکب ) ( از: «وا» ندبه + منادای مندوب ) شرمسارم. از اصوات تحسر و اندوه:
هر بامداد خورشید از رشک خاک پایت
واخجلتاسرایان سر ز آسمان برآرد.خاقانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 واخجلتا از وی چون حکایت باز کردی بسیار بگریستی.
💡 من چه گفتم ای که روی من سیاه واحیا آه ای خدا واخجلتا
💡 واخجلتا ز معصیت (صامت) ای خدا رسوا مکن مرا که قدیمالعطا تویی