هوکش

لغت نامه دهخدا

هوکش. [ هََ / هُو ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) کشنده هو. || ( اِ مرکب ) مرهم که بر جراحت ضماد کنند التیام را. ضماد. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

کشنده هو مرهم که بر جراحت ضماد کنند التیام را ضماد

جمله سازی با هوکش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز غنا و فقر هوکشان به خراب باده فسون مخوان که به حرف وصوت‌پر و تهی غم‌خشک و تر نکشد قدح

ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز