هضما

«هضما» (هَضْمًا) واژه‌ای عربی است که در لغت به معنای نقص، کاستی و نقصان به کار می‌رود. ریشه آن از فعل هَضَمَ گرفته شده است و در کاربردهای مختلف معنای گسترده‌ای دارد. از یک سو، در علوم پزشکی و تغذیه هضم به معنای فرآیند جذب و تجزیه غذا در بدن است؛ زیرا غذا پس از مصرف «کاهش» می‌یابد و تفاله‌های آن باقی می‌ماند، و از این جهت به آن هضم گفته شده است. از سوی دیگر، در متون ادبی و قرآنی، «هَضْم» گاه به معنای ظلم، نقصان حق یا کاستی در چیزی آمده است. برای مثال در نهج‌البلاغه آمده: «وَسَتُنَبِئُّکَ ابْنَتُکَ بِتَظافُرِ اُمَّتِّکَ عَلی هَضْمِها» که منظور نقص و ظلم بر حق مردم است. همچنین مصدر «هَضِیم» معانی مختلفی دارد: گاه به معنای در هم فرو رفته و متداخل، گاه میوه رسیده و نرم، گاه لطیف و کاملاً قابل هضم و گاه هضم شده آمده است. در متون قرآنی، اگر «طلع» به معنای شکوفه‌های خرما باشد، «هَضِیم» به معنای در هم فرو رفته و پر بار بودن درخت است و اگر «طلع» به معنای نخستین ثمره باشد، «هَضِیم» به معنای شاداب، نرم و رسیده است. بنابراین «هضما» هم کاربرد مجاز و معنوی به نقص و کاستی دارد و هم کاربرد مادی و طبیعی به فرآیند هضم و نرم شدن مواد. این واژه در متون دینی و ادبی به ظرفیت‌های معنایی و تشبیهاتی گسترده‌ای دست می‌یابد و نشان‌دهنده هم کم شدن یا نقصان و هم نرمی، رسیده بودن و تجزیه مواد است.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی هَضْماً: نقص - کاستی و نقصان
ریشه کلمه:
هضم (۲ بار)
«هَضْم» در لغت به معنای «نقص» است، و اگر جذب شدن غذا را به بدن هضم می گویند، به خاطر آن است که غذا ظاهراً کم می شود و تفاله های آن باقی می ماند.
و «هَضِیم» از مادّه «هضم» معانی مختلفی دارد: گاه، به معنای در هم فرو رفته به کار می رود، گاه، به معنای میوه رسیده، گاه، لطیف و نرم وکاملاً قابل هضم، و گاه نیز به معنای هضم شده آمده است; و در آیه مورد بحث اگر «طلع» به معنای شکوفه های خرما باشد «هَضِیم» به معنای در هم فرو رفته است که نشانه پر بار بودن درخت است، و اگر «طلع» به معنای نخستین ثمره این درخت باشد، «هَضِیم» به معنای شاداب و نرم و لطیف و رسیده است.
هضم به معنی شکستن و نقص و غیره آمده است در نهج البلاغه خطبه 200 آمده: «وَسَتُنَبِئُّکَ ابْنَتُکَ بِتَظافُرِ اُمَّتِّکَ عَلی هَضْمِها» یعنی: به زودی دخترت به تو خبر خواهد داد از اجتماع امتت برخورد کردن و ظلم او و یا بر غصب حقش، این کلمه فقط دو بار در قرآن کریم آمده است: 1-. هضم در اینجا چنانکه در مجمع گفته به معنی نقص است: «هَضَمَهُ نَقَصَهُ مِنْ حَقِّهِ» یعنی: هر که با ایمان کارهای شایسته انجام دهد از ظلم و نقص خدا نه به او ظلم می‏کند و نه از اجرش می‏کاهد. نظیر. رهق (به فتح ر- ه) چنانکه در صحاح گفته به معنی ظلم است در این آیه بخس به جای هضم و رهق به جای ظلم در آیه ما نحن فیه است یعنی: نه از کاهش مزد می‏ترسد و نه از ظلم. 2-. هضیم را متداخل گفته‏اند. در صحاح گوید:«طلع هضیم» میوه خرما را آنگاه گویند که از قشرش خارج نشده و متداخل و بعضی به بعضی منضم‏اند به قول بعضی مراد از آن نرم و رسیده است چنانکه در مجمع و جوامع الجامع نقل کرده یعنی : در باغات و چشمه‏ها و کشتهاو نخل هایی که میوه آنها نرم و رسیده و یا رویهم چیده شده است.

جمله سازی با هضما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 6 در قيامت، نه اصل عمل وپاداش از بين مى رود تا ظلمى صورت گيرد (لا يخاف ظلما) و نه آنكه از پاداش كم گذاشته مى شود. (و لا هضما )