هشام بن محمد السائب الکلى ابوالمنذر

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] عالم مشهور به فضل و علم، عارف به ایام و انساب از علمای مذهب ما است گفت: علت بزرگی پیدا کردم به حدی که علم خود را فراموش نمودم خدمت امام جعفر صادق علیه السلام رسیدم پس آشامانید به من علم را در کاسه ای، همین کنه آن کأس را نوشیدم علم به من عود کرد.
و حضرت امام صادق علیه السلام به او عنایت داشت و او را نزدیک خود می نشانید و با او، گشاده رویی و انبساط می فرمود و او کتب بسیار تألیف نموده در انساب و فتوحات و مثالب و مقاتل و غیره و این همان کلبی نسابه معروف است و پدرش محمد بن سائب کلبی کوفی از اصحاب حضرت امام باقر علیه السلام و از علماء و صاحب تفسیر است.
از سمعانی نقل شده که ترجمه او گفته: «اِنَّهُ صاحِبُ التَّفْسیرِ کانَ مِنْ اَهْلِ الْکُوفَةِ وَ قائِلا بِالرَّجْعَةِ وَابْنُهُ هِشامُ ذَانَسَبٍ عالٍ وَ فِی التَّشَیُّع غالٍ».
حاج شیخ عباس قمی, منتهی الآمال قسمت دوم، باب نهم: در تاریخ حضرت صادق علیه السلام

جمله سازی با هشام بن محمد السائب الکلى ابوالمنذر

💡 يوسف بن عمر استاندار عراق، سر مقدس زيد (عليه السلام ) راقبل از دار زدن از بدن جدا كرد (و بعضى گويند با سرهاى چند تن از اصحاب زيد (عليهالسلام )، براى خليفه غاصب اموى، هشام بن عبدالملك به شام فرستاد، هشام به آن كسكه حامل سر زيد (عليه السلام ) بود، ده هزار درهم جايزه داد.

💡 خالد بن عبدالله قسرى كه از عاملان و كارگزاران عالى رتبه هشام بن عبدالملك بود،مورد انتقام وليد قرار گرفت. وليد، وى را از تمامى مقام ها و پست هاى دولتى،عزل و نسبت به وى، بسيار بى اعتنايى مى كرد.

💡 در كتاب كمال الدين به سند خود از هشام بن سالم، از امام صادق (عليه السلام ) روايتكرده، كه در ضمن حديثى كه راجع به داستان داوود (عليه السلام ) است، فرموده: داوودروزى از خانه بيرون شد تا زبور بخواند، و آن جناب هر وقت زبور مى خواند هيچ كوهىو سنگى و مرغى نمى ماند، مگر آنكه او را پاسخ مى گفت، و گفته او را دو باره تكرارمى كرد.

💡 حضرت موسى بن جعفر عليهماالسلام به هشام بن حكم فرمود: انسانعاقل از زندگى محدود و ناچيز دنيا، با وجودعقل و فهم، راضى و خشنود است و از زندگى عالى و مرفه دنيا، با قلت و علم و فهم،ناراضى و آزموده خاطر است.