هزاله

لغت نامه دهخدا

( هزالة ) هزالة. [ هَُ ل َ ] ( ع اِمص ) خوش منشی. ( منتهی الارب ). فکاهة: وقعت ْ بینهما هزالة؛ ای فکاهة. ( اقرب الموارد ). || زیرکی. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با هزاله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بطلمیوس هزارستان را با نام پاروپامیزوس یاد کرده‌است. قسمت‌های جنوبی هزارستان پیش از اسلام اراکوزیا نام برده می‌شد و پایتخت آن هزاله نام داشت. این سرزمین از حدود ارغنداب تا مالستان و جاغوری و تام دای پولاد وسعت داشت. زاول (زابل)، زاولستان (زابلستان) منطقهٔ وسیعی بود که از تخارستان تا جنوب غزنی و تمام هزارستان را تحت پوشش داشت. این نام جامع‌ترین نام برای هزارستان بود و تا زمان تیمور گورکانی به این مناطق هزارستان گفته می‌شد. هیوان‌تسانگ در سفرنامهٔ خود اطراف و نواحی غزنی را به نام «تاوکپستوتو» یاد کرده‌است. غرب هزارستان پیش‌تر به زمین‌داور یا بلدداور یاد می‌شد.