هرمست
لغت نامه دهخدا
هرمست. [ هَُ م ُ ] ( اِ ) هرمزد. هرمز که روز اول هر ماه باشد. ( برهان ). || ( اِخ ) ستاره مشتری. ( برهان ). رجوع به هرمس و هُرمُز شود.
هرمسة. [ هََ م َ س َ ] ( ع مص ) نالیدن مردم. || بانگ و فریاد کردن از ترس. || ( اِمص ) ترش رویی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با هرمست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اهورهمزدا، اهورمزد، اهورامزدا، اورمزدا، اورمزد هرمزد، هرمز، هورمزد، هورمز، ارمس، هرمس، هرمست. تلفظهای گوناگون نام خدای بزرگ زرتشتیان در زبانها و دورههای متفاوت است. معنای اصطلاحی این نام شامل سرور دانا، خدای غایی، خیر مطلق، خرد و معرفت آفرینندهٔ خورشید و ستارگان، روشنایی و تاریکی، انسانها و حیوانها تمام فعالیتهای فکری و جسمی است. معنای تحتاللفظی نام او ازین قرار است: