لغت نامه دهخدا
هرجل. [ هَُ ج ُ ] ( ع ص ) مرد گشاده کام. ( منتهی الارب ). البعید الخطو. ج، هراجل. ( اقرب الموارد ).
هرجل. [ هَُ ج ُ ] ( ع ص ) مرد گشاده کام. ( منتهی الارب ). البعید الخطو. ج، هراجل. ( اقرب الموارد ).
💡 واقف اسرار رمز هرخفی و هرجلی است مجتبی فرمود آری این بدن نعش علی است