لغت نامه دهخدا
نیکوکلام. [ ک َ ] ( ص مرکب ) نیکوسخن. نیکوبیان. خوش گفتار.
نیکوکلام. [ ک َ ] ( ص مرکب ) نیکوسخن. نیکوبیان. خوش گفتار.
نیکو سخن. نیکو بیان. خوش گفتار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آیه هفتم مراد از «ضلال» عدم هدایت میباشد؛ یعنی اگر هدایت خداوند نباشد هیچ انسانی هدایت نخواهد شد؛ لذا محمد هیچ روزی از هدایت الهی جدا نبوده و از روزی که خلق شده ملازم با هدایت بوده و از همین جهت کلام موسی که در قرآن آمده گفتهاست «فعلتها اذا و انا من الضالین» علی بن ابیطالب در روایتی که مدرسی آن را گزارش میکند، میگوید: «هنگامی که محمد از شیر گرفته شد، خدا بزرگترین فرشته از فرشتگانش را شب و روز همنشین او فرمود تا راههای بزرگواری را طی کند، و خویهای نیکوی جهان را فراگیرد.» طباطبائی، گزارش میکند که بعضی ضلالت را به معنای «از دست دادن علم» بیان کردهاند و بعضی گفتهاند یعنی مردم او را نمیشناختند و در بین مردم گمنام بود؛ پس خدا تو را بمردم معرّفی کرد تا تو را شناختند و بزرگت داشتند و تعظیمت کردند. مکارم شیرازی، در تفسیرش مینویسد: «ضال» از نظر لغت به دو معنای گمشده و گمراه آمدهاست.
💡 وفات قطران را به سال ۴۶۵ هجری قمری نوشتهاند، ولی از دیوان او شواهدی به دست میآید، که حیات او را بعد از این سال هم معلوم میدارد. قطران شاعری توانا و نیکو سخن است. تمایل او به صنایع از قصیدههای او آشکار است و با وجود تصنع در شعرها، جانب لطافت و روانی کلام را همواره رعایت کردهاست. یکی از وجوه اهمیت او آن است، که نخستین کسی است که در آذربایجان به فارسی دری آغاز سخنوری کرده و مقتدای شاعران آذربایجان شدهاست. از دیرباز ناسخان دیوانهای شاعران سخنان قطران و رودکی را به هم آمیخته و کار این آمیزش را به جایی کشاندهاند که در پارهای از نسخههای خطی قطران و رودکی را یکی دانستهاند. رشیدالدین وطواط شعرهای او را میستاید.