لغت نامه دهخدا
نیکومعاش. [ م َ ] ( ص مرکب ) نیک معاش. که زندگی مرفه دارد. که خوش گذران است. ( از فرهنگ فارسی معین ).
نیکومعاش. [ م َ ] ( ص مرکب ) نیک معاش. که زندگی مرفه دارد. که خوش گذران است. ( از فرهنگ فارسی معین ).
( صفت ) ۱ - آنکه زندگانی مرفه دارد. ۲ - خوش گذران.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گذشته از این، دولت کهن دارای ثروت بیکران و وسایل معاش فراوان و نعمت سرشار و لذایذ گوناگون است که در پرتو حکمرانی طویلش بهدست آورده است و از اموال خراج نیز مبالغ بسیاری در اختیار دارد که سران دولت نوبنیاد از آن بیبهرهاند؛ نیز دولت کهن دارای اسطبلها برای اسبان و سلاحهای نیکوی فراوان است و عظمت و ابهت پادشاهیاش همچنان پایدار است و بذلوبخشش فراوان به لشکریان و مردمش میکند، در حالیکه دولت نوبنیاد بهکلی از همهٔ اینها محروم است زیرا هنوز در مرحلهٔ بادیهنشینی و گرفتار فقر و بینوایی است و نمیتواند خود را بدینگونه وسایل مجهز کند؛ از اینرو وقتی اخبار دولت کهن و کیفیت شکوه و عظمت آن درمیان مردم و لشکریان دولت نوبنیاد منتشر میشود، ترس و رعب بر آنان چیره میشود و از پیکار با دولت مزبور خودداری میکنند و، در نتیجه، فرمانروای دولت نوبنیاد (شورشی) درنگ و تأخیر را ترجیح میدهد تا وقتی که دولت کهن به اوج انحطاط و فرتوتیاش برسد و خلل و آسیب از همه جهات بدان راه یابد و اهالی دولت نوبنیاد بهمرور زمان به فرتوتی و متلاشی شدن آن دولت پیببرند و نابودیاش بر ایشان آشکار شود و خداوند زوال آن و پایان دوران فرمانرواییاش را اعلام فرماید.