نیکو تبار

لغت نامه دهخدا

نیکوتبار. [ ت َ ] ( ص مرکب ) نیکونژاد. نژاده. حسیب. فرخ تبار. اصیل.

فرهنگ فارسی

نیکو نژاد ٠ نژاده ٠ حسیب ٠ فرخ تبار ٠ اصیل ٠

جمله سازی با نیکو تبار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که باب تو را بخشش کردگار صلت باد ای مرد نیکو تبار

💡 به ویژه گزین مسلم نامدار ودیگر دو فرزند نیکو تبار

شکوه کردن یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز