نیکو تبار
مترادفها
شریف، اصیل، نجیب، پاکنسب
متضادها
پست تبار، بد تبار
لغت نامه دهخدا
نیکوتبار. [ ت َ ] ( ص مرکب ) نیکونژاد. نژاده. حسیب. فرخ تبار. اصیل.
فرهنگ فارسی
نیکو نژاد ٠ نژاده ٠ حسیب ٠ فرخ تبار ٠ اصیل ٠
جمله سازی با نیکو تبار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که باب تو را بخشش کردگار صلت باد ای مرد نیکو تبار
💡 به ویژه گزین مسلم نامدار ودیگر دو فرزند نیکو تبار