لغت نامه دهخدا
نیرزنده. [ ن َ ی َزَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) نیرز. ناارزنده. بی ارزش.
نیرزنده. [ ن َ ی َزَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) نیرز. ناارزنده. بی ارزش.
نیرز ٠ نا ارزنده ٠ بی ارزش ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدان أعزِّکَ اللّه که هوی عبارتی است از اوصاف نفس به نزدیک گروهی و به نزدیک گروهی عبارتی است از ارادت طبع که متصرف و مدبر نفس است؛ چنانکه عقل از آنِ روح، و هر روحی را که اندر بِنْیَت خود از عقل قوتی نبود ناقص بود و هر نفسی را که از هوی قوتی نباشد ناقص بود. پس نقص روح نقص قربت باشد و نقص نفس عین قربت باشد و پیوسته مر زنده را دعوتی میباشد از عقل و یکی از هوی، آن که متابع دعوت عقل باشد به ایمان رسد و آن که متابع دعوت هوی باشد به نیران رسد.