لغت نامه دهخدا
نمودج. [ ن َ دَ ] ( اِ ) نمودش. نمونه. نقشه. کارنامه. دستورالعمل. ( ناظم الاطباء ).
نمودج. [ ن َ دَ ] ( اِ ) نمودش. نمونه. نقشه. کارنامه. دستورالعمل. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کنون صبری کن ای دل چون حسن تو یکی شو در نمودجان و تن تو