نساز

لغت نامه دهخدا

نساز. [ ن ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان خورش رستم بخش شاهرود شهرستان هروآباد، در 21هزارگزی مشرق هشجین، در ناحیه کوهستانی معتدل هوائی واقع است و 547 تن سکنه دارد. آبش از سه رشته چشمه، محصولش غلات و میوه های سردرختی، شغل اهالی زراعت و گله داری و جاجیم بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان خورش رستم بخش شاهرود شهرستان مرو آباد. در ۲۱ هزار گزی مشرق هشجین در ناحی. کوهستانی معتدل هوائی واقع است و آبش از سه رشته چشمه محصولش غلات و میوه های سر درختی شغل اهالی زراعت و گله داری و جاجیم بافی است.

جمله سازی با نساز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه همین رقیب گفتت که به مدعی دهی دل تو که خود به ما نسازی چه شکایت از رقیبت

💡 تا دور چو نعلین نسازی دو جهان را صائب سفر وادی ایمن چه خیال است؟

💡 تا نسازی قطره بی قیمت خود را گهر چون صدف از قعر بحر بیکران بیرون میا

💡 گفتم ار شادم نسازی باری از غم کم مکن گفت اگر انصاف باشد لایق غم هم نیی

💡 هرکه را بینا نسازی دیده‌اش کور است کور هرکه را عزّت نبخشی در جهان خوار است خوار

💡 گر شب خود را نسازی از دل بیدار روز روز را چون شب ز خواب روز ظلمانی مکن

انکار کردن یعنی چه؟
انکار کردن یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز