نرخ بستن

لغت نامه دهخدا

نرخ بستن. [ ن ِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) تعیین قیمت کردن. قیمت گذاشتن. بهای جنسی را معین کردن:
هر متاعی را در این بازار نرخی بسته اند
قند اگر بسیار گردد نرخ شکر بشکند.وحشی ( از آنندراج ).یک دل داریم غمزه را گو
تا نرخ ستمگران نبندد.قدسی ( از آنندراج ).شود در فکر قیمت دل شکسته
که ساقی ازل این نرخ بسته.زلالی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

تعیین قیمت کردن قیمت گذاشتن بهای جنسی را معین کردن.

جمله سازی با نرخ بستن

💡 سهمیه بندی با استفاده از کوپن (بن جیره غذایی) یکی از انواع سهمیه‌بندی بدون نرخ است. برای مثال صف بستن برای دریافت کالاها یکی از این روشهاست. تقسیم زوج و فرد یا نحوه ورود خودروها به خیابانها نیز نوعی زمان‌بندی ورود و خروج است که ممکن است منجر به راهبندان شود.

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز