ناگرونده
مترادفها
بیثمر، بینتیجه، بیبازده
متضادها
روینده، بارور
لغت نامه دهخدا
ناگرونده. [ گ ِ رَ وَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) کافر. ( مجمل اللغة ) ( دهار ) ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ). کَفّار. کفور. ( منتهی الارب ). که نگرود و ایمان نیاورده.
فرهنگ عمید
آن که ایمان نیاورد.
جمله سازی با ناگرونده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کافِر، بیکتاب، ناگرونده، ناگرویده یا ناخستو به کسی گفته میشود که از نظر پیروان یک دین، به آن دین اعتقاد نداشته باشد. در قدیم، زندیق هم میگفتند.