ناهمرنگی

مترادف‌ها

ناهمگونی، ناهمخوانی

متضادها

هم‌رنگی، یکدستی

لغت نامه دهخدا

ناهمرنگی. [ هََ رَ ] ( حامص مرکب ) ناهمرنگ بودن. همرنگ نبودن. رجوع به ناهمرنگ شود.

فرهنگ فارسی

همرنگ نبودن مقابل همرنگی.

جمله سازی با ناهمرنگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 منگله به خاطر آزمایش‌هایش روی چشم‌ها شناخته می‌شد. یکی از مطالعهای خاص او ناهمرنگی عنبیه بود، وضعیتی که در آن چشم‌های افراد رنگ متفاوتی داشتند. پس از کشتن افراد مبتلا به ناهمرنگی عنبیه، او چشم‌هایشان را خارج می‌کرد و برای مطالعه به برلین می‌فرستاد. یکی دیگر از آزمایش‌های منگله روی چشم‌ها، تلاش برای تغییر رنگ چشم با تزریق مواد شیمیایی به چشم‌های موضوع های زنده بود.

💡 ناهمرنگی در دیدگاه‌های سیاسی و اجتماعی می‌تواند منجر به تضعیف وحدت ملی و ایجاد درگیری‌های داخلی شود که در نهایت به ضرر تمامی شهروندان تمام خواهد شد.

💡 تضادها و ناهمرنگی‌های موجود در ساختار مدیریت یک سازمان، معمولاً باعث کاهش بهره‌وری و ایجاد تنش‌های پنهان میان کارکنان در محیط کار می‌گردد.

💡 برخلاف آنچه برخی تصور می‌کنند، ناهمرنگی در نظرات نباید به معنای تفرقه باشد، بلکه می‌تواند منبعی برای غنای فکری و رسیدن به تصمیمات بهتر باشد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران