نامحترم
مترادفها
بیادب، بیاحترام
متضادها
محترم، ارجمند، بزرگوار
لغت نامه دهخدا
نامحترم. [ م ُ ت َ رَ ] ( ص مرکب ) که درخور احترام گزاردن نیست. که مورد احترام و اعظام نیست. پست. سفله. ناارجمند. بی سروپا. بی ارزش. ناقابل.
جمله سازی با نامحترم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با همه بی چارگی ابر کرم بحر امم اوست کآیند آستانش محترم نامحترم
💡 رفتار نامحترم او با مهمانان باعث شد که همه در مهمانی احساس ناراحتی کنند و ترجیح دهند زودتر از آن جمع پراکنده شوند.
💡 هیچ مدیر یا مسئولی نباید اجازه دهد که رفتارهای نامحترم کارکنان، نظم و آرامش محیط کار و حاکمیت قوانین را در سازمان مختل و از بین ببرد.
💡 او به دلیل برخورد نامحترم با مراجعین، مورد توبیخ شدید مدیر خود قرار گرفت و مجبور شد عذرخواهی رسمی خود را در جلسه عمومی اعلام کند.