ناقو

لغت نامه دهخدا

ناقو. ( اِخ ) از سرداران مغول و پسرکبوک خان بن اوکتاقاآن بن چنگیزخان مغول است. رجوع به تاریخ جهانگشا ج 1 ص 216 به بعد و ج 2 ص 249 شود.

جمله سازی با ناقو

💡 زمانی که تموچین پیش خانواده بازگشت، آن‌ها را در وضعیت بدتری یافت؛ به گونه‌ای که از تمام دارایی‌هایشان تنها ۹ اسب باقی مانده بود. در این زمان او ۱۴ ساله بود و جثه یک مرد بالغ را داشت. در یکی از روزها که با برادرانش به شکار رفته بود، دسته‌ای از مردان تایچویید به اردوگاهشان تاختند و اسب‌ها را با خود بردند. تموچین تلاش کرد تعقیبشان کند و علی‌رغم اینکه موفقیتی نداشت، در روز چهارم با پسری به نام بورچو آشنا شد. بورچو آب و غذا و نیز اسبی تازه‌نفس در اختیارش گذاشت و خود را دوست ابدی تموچین اعلام کرد. آن دو با همکاری هم اسب‌ها را پس گرفتند و بعد بورچو تموچین را نزد پدر خود، ناقو بایان، برد. ناقو بایان یکی از مردان خود را مأمور کرد تموچین را تا خانه همراهی کند. بورچو نیز همراه او رفت. این آغازی بر دوستی طولانی آن دو بود.

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز