نافرزانه
مترادفها
نادانسته، بیتدبیر، بیهوشمندانه
متضادها
عاقلانه، فرزانه، هوشمندانه
لغت نامه دهخدا
نافرزانه. [ ف َ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) ناهوشمند. ناهوشیار. || نابخرد. جاهل. نادان. مقابل فرزانه به معنی حکیم و دانشمند و عاقل و دانا.
فرهنگ عمید
نابخرد، بی عقل، جاهل.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - بی عقل نابخرد. ۲ - بی هوش مست مقابل فرزانه.
جمله سازی با نافرزانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تا قدم در ره مردان ننهی مردانه لافِ مردی مزن ای خواجهٔ نافرزانه
💡 خلق میگویند جاه و فضل در فرزانگیست گو مباش اینها که ما رندان نافرزانهایم
💡 رفتارهای نافرزانه و بیملاحظه در محیطهای رسمی و اداری میتواند باعث از بین رفتن اعتماد متقابل میان کارکنان و مدیریت و در نهایت کاهش بهرهوری سازمان شود.
💡 اگر دانشآموزان در کلاس درس رفتارهای نافرزانه از خود نشان دهند، فرآیند یادگیری و آموزش تحت تأثیر قرار گرفته و نظم آموزشی محیط آموزشی به هم خواهد خورد.
💡 نویسنده با نقد رفتارهای نافرزانه و اخلاقگریزی برخی شخصیتها در داستان، سعی دارد پیامهای اخلاقی عمیقی را برای اصلاح رفتار اجتماعی به مخاطبان خود منتقل کند.