لغت نامه دهخدا
نارده. [ دَ / دِ ] ( اِ ) پشه. بق. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). پشه. ( ناظم الاطباء ) ( شعوری ). || کنه. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( شمس اللغات ) ( از فرهنگ رشیدی ) ( شعوری ). و رجوع به نارد شود.
نارده. [ دَ / دِ ] ( اِ ) پشه. بق. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). پشه. ( ناظم الاطباء ) ( شعوری ). || کنه. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( شمس اللغات ) ( از فرهنگ رشیدی ) ( شعوری ). و رجوع به نارد شود.
نارده ( سانسکریت: नारद ) یا نارده مونی یک رب النوع خردمند است که در سیرهٔ هندو به نوزازندهٔ دوره گرد و نقال مشهور است که حامل خبرها و حکمت های روشنگرانه است. او یکی از فرزندان ذهن برهما، ایزد آفرینش است. او در تعدادی از متون هندو، به ویژه در مهاباراتا که با نقل داستان پراهلادا و رامایانا و هم چنین حکایت های پورانه ها در حال سرگرم کردن جدهشتر می باشد، نمایان شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مهمترین سمرتیها عبارتاند از مَنوسْمرتی یا همان قانون مَنو، یَجْنَه والْکیَه سْمْرتی و نارده سْمْرتی. از این میان منوسمرتی شهرت بیشتری دارد.