نابهرمند

لغت نامه دهخدا

نابهرمند. [ ب َ م َ ] ( ص مرکب ) بی بهره. بی نصیب. محروم. که بهره مند نیست. که برخوردار نیست:
نظامی که در گنجه شد شهربند
مبادا از اسلام نابهرمند.نظامی.رجوع به نابهره مند شود.

جمله سازی با نابهرمند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نظامی که در گنجه شد شهربند مباد از سلام تو نابهرمند

سوفلور یعنی چه؟
سوفلور یعنی چه؟
مطلقه یعنی چه؟
مطلقه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز