میمذ
لغت نامه دهخدا
میمذ. [ م َ م َ ] ( اِخ ) ناحیتی است به حدود و در آذرباذگان شهره و آبادان و بسیار نعمت و مردم و قصبه آن اهراست و او را ناحیتی بزرگ است. ( حدود العالم ). نام کوهی است یا شهری به آذربایجان. ( تاج العروس ). نام روستائی به آذربایجان و بلال آباد بدین روستا دهی است و بابک خرمی از آن ده است. ( از ابن الندیم ). نام کوهی به آذربایجان. ( یادداشت مؤلف ). نام کوهی است و گویند. شهری است در آذربایجان یا اران. ( معجم البلدان ).
جمله سازی با میمذ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در کوههای اطراف اهر بازماندههای زیادی مربوط به دوره پیش از اسلام، مخصوصاً زمان ساسانیان، پیدا شدهاست. از اواخر قرن دوم هجری تا سال ۲۲۲ (۸۳۷ میلادی) اهر در محدودهٔ قلمرو جاودان و بابک خرمدین قرار میگرفت. در قرن سوم، اهر مرکز ناحیه میمذ (Mīmaḏ) بود. در سال ۹۴۵ (میلادی)، اهر شهری آبادان گزارش شدهاست. در اواخر قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم اهر پایتخت حکمرانان سلسله پیشتکین (Pīškīn) بود. یاقوت حموی هشتصد سال پیش اهر را اینگونه توصیف میکند: اهر، علیرغم وسعت کم آن، اقتصاد شکوفایی دارد. این شهر بین تبریز و اردبیل قرار گرفته و توسط امیری به نام «ابن پشتگین» اداره میشود. اهر فقهای بزرگی پروردهاست. دو روز راه آن را از «وراوی»، دیگر شهر بزرگ این دیار جدا میکند. من شخصی بس آگاه از آذربایجان با نام الهجان المنشی را، که صاحب چند رساله بود، میشناختم. او در نوشتههایش اهر را «اهریج» مینوشت، و بر این اساس فکر میکنم نام اولیه همان «اهریج» باشد.