لغت نامه دهخدا
مکنب. [ م ِ ن َ / م ُ ن ِ ]( ع ص ) سم شوخ بسته و درشت گردیده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). سم شوخ بسته و درشت و ستبر گردیده. ( ناظم الاطباء ). سمی از کار درشت گردیده. ( از اقرب الموارد ).
مکنب. [ م ِ ن َ / م ُ ن ِ ]( ع ص ) سم شوخ بسته و درشت گردیده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). سم شوخ بسته و درشت و ستبر گردیده. ( ناظم الاطباء ). سمی از کار درشت گردیده. ( از اقرب الموارد ).
سم شوخ بسته و درشت گردیده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 توجه و جایگاه موسیقی در میان خانواده ها از یک سو و استعداد ذاتی از سویی دیگر همواره تکیه گاه و نقطه ثقل جایگاه موسیقی اردبیل در کشور و موسیقی آذربایجان با تیکه بر مکنب اردبیل بوده است.