موضحه

لغت نامه دهخدا

( موضحة ) موضحة. [ ض ِ ح َ ] ( ع اِ ) شکستگی سر که به استخوان رسد. ( منتهی الارب )( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). آن شکستگی سر که استخوان را برهنه کند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). تفرق اتصالی در سر که از غشاء تجاوز کند و استخوان پیدا آید. شکستگی سر که استخوان را پیدا کند. ( یادداشت مؤلف ). آن جراحت سر که استخوان پیدا کند. ( دهار ) ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ فارسی

شکستگی سر که به استخوان رسد ٠

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه]
...

جمله سازی با موضحه

💡 مساءله 4 - در احكاميكه گفته شد فرقى بين گوش سالم و گوشناشنوا نيست، و اگر گوش كسى را ببرد و زخم آن سرايت نموده شنوائى او را از بينببرد و يا سنگين كند علاوه بر ديه قطع بايد ديه ديگرى بخاطر حس شنوائى بپردازدو اين دو ديه با هم تداخل نمى كنند، و همچنين اگر گوش كسى را طورى قطع كند كهاستخوان پيدا شود هم ديه قطع گوش بر او واجب مى گردد و هم ديه موضحه (زخمى كهاستخوان بدن را نمايان كند) و اين دو نوع ديه با همتداخل نمى كند.

💡 مساءله 4 - واجب است بر عاقله، ديه جنايت موضحه و بالاتر از آنراگردن بگيرد و اما از موضحه پائين تر اقوى آنست كه بعهده عاقله نمى آيد.

گولاخ یعنی چه؟
گولاخ یعنی چه؟
دایر شدن یعنی چه؟
دایر شدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز