موادعه

لغت نامه دهخدا

موادعه. [ م ُ دَ ع َ / دِ ع ِ ] ( از ع، مص، اِمص ) آشتی. مصالحه. آشتی کردن. صلح کردن. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به موادعت و موادعة شود. || یکدیگر را وداع کردن. ( غیاث ). و رجوع به موادعت شود.

فرهنگ معین

(مُ دَ عَ یا دِ ع ) [ ع. موادعة. ] (مص ل. ) آشتی کردن، صلح کردن.

فرهنگ فارسی

ترک دشمنی کردن، باهم آشتی کردن
( مصدر ) صلح کردن آشتی کردن.

ویکی واژه

موادعة.
آشتی کردن، صلح کردن.

جمله سازی با موادعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (معاويه )، (عمروعاص ) را گفت كه هر حيله كه در نظردارى بكار بر، كه هلاكشديم و او را نويد ايالت مصر داد. عمروعاص كه ضمير ماهى خديعت و مكيدت بود، لشكررا ندا كرد كه: ايها الناس ! هر كه را قرآنى باشد بر سر نيزه كند. پس قريببپانصد قرآن بالاى نيزه ها رفت و صيحه از لشكر (معاويه ) بلند شد كه كتاب خدا،حاكم باشد ما بين ما و شما. لشكر (اميرالمؤ منين )(ع ) چون اين مكيدت بديدند بسيارىاز ايشان فريب خوردند و خواهان موادعه شدند و با آنحضرت گفتند: ياعلى ! معاويه حقميگويد. ترا بكتاب خدا خوانده. او را اجابت كن. اشعث بن قيش از هم در اين كار شديدتربود.

بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز