مهارگسیختگی

مترادف‌ها

رهاشدگی، از کنترل خارج شدن

متضادها

مهار، کنترل، خویشتن‌داری، انضباط

لغت نامه دهخدا

مهارگسیختگی. [ م َ / م ِ گ ُ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) خودسری. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

خودسری ٠

جمله سازی با مهارگسیختگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مهارگسیختگی ناشی از استنشاق این مواد ممکن است منجربه بروز رفتارهای پرخطری چون سقوط از بلندی، غرق شدن و رانندگی خطرناک شود.

💡 دارو درمانی: برای مقابله با خصایص شخصیتی معینی که کارکرد کلی بیمار مبتلا به اختلال شخصیت مرزی را به هم می‌زند، دارو درمانی مفید است. داروهای ضد روان‌پریشی برای مهار خشم، خصومت، و حملات گذرای روان‌پریشی به کار می‌رود. داروهای ضد افسردگی، خلق افسرده را که در این بیماران شایع است، بهبود می‌بخشد. مهارکننده‌های مونوآمین اکسیداز (MAOIها) در برخی از بیماران برای میزان کردن رفتار تکانشی آن‌ها مؤثر بوده‌است. بنزودیازپین‌ها به ویژه آلپرازولام برای رفع اضطراب و افسردگی مفید است، منتها در برخی از بیماران با مصرف این دسته از داروها مهارگسیختگی دیده شده‌است. داروهای ضد صرع مثل کاربامازپین ممکن است کارکرد کلی برخی از بیماران را بهتر کند. داروهای سروتونرژیک مثل مهارکننده‌های انتخابی باز جذب سروتونین (SSRIs) نیز در برخی از بیماران مفید بوده‌است.

💡 مهارگسیختگی ویروس‌های جدید در جوامع جهانی می‌تواند منجر به بحران‌های اقتصادی و اجتماعی شدیدی شود که مدیریت آن‌ها برای دولت‌ها بسیار دشوار و پیچیده خواهد بود.

💡 متخصصان حوزه سلامت معتقدند که مهارگسیختگی عوامل بیولوژیکی در طبیعت نیازمند نظارت دقیق و برنامه‌ریزی‌های علمی بسیار گسترده در سطوح بین‌المللی و منطقه‌ای است.

💡 مهارگسیختگی احساسات شدید در هنگام تصمیم‌گیری‌های حیاتی می‌تواند باعث بروز اشتباهات جبران‌ناپذیری شود که زندگی فرد را برای مدت زمان بسیار طولانی تحت تأثیر قرار می‌دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران