منطقیین
مترادفها
منطقدانان
لغت نامه دهخدا
منطقیین. [ م َ طِ قی یی ] ( ع ص، اِ ) ج ِ منطقی. رجوع به منطقی ( معنی سوم ) شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) جمع منطقی در حالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ).
جمله سازی با منطقیین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او باور به این داشت که علوم طبیعی برتر از علوم ریاضی هستند و این را ردی بر فلسفه مشاء میدانست و همچنین کسانی که به پیروی از ارسطو قائل به آن هستند که بهترین فلسفهها نخست فلسفه الهی و سپس فلسفه ریاضی و سپس فلسفه طبیعی است. چنانکه در کتابهای متعددی از او شامل: ردی بر منطقیین، تعارض خرد و گفتار، رساله عرشی او نقض فلسفه الهی و بیان نیکیهای فلسفه طبیعی (مانند فیزیک) و فلسفه ریاضی به خوبی مشخص است.
💡 برای تعریف "مقولات عشر" اول باید دانست که "مقولات" جمع "مقوله" است که در لغت به معنای "گفته شده" میباشد، اما در اصطلاح منطقیین و فلاسفه به هر موضوعی که گفته بشود "مقوله" نمیگویند، بلکه تنها به آنچه در جواب سؤال "ما هو" گفته میشود "مقوله" میگویند[۴]؛ به عبارت سادهتر زمانی که ما از چیستی یک شیء میپرسیم دربارهٔ "مقوله" آن شیء سؤال کردهایم و پاسخی که میشنویم همان "مقوله" آن شی است؛ برای مثال کسی که تا کنون " فنج " ندیده و از چیستی "فنج" میپرسد به او میگویند فنج یک پرنده است، یعنی پرنده مقوله ای است که فنج یکی از انواع آن است و به همین ترتیب همه اشیاء به نوبه خود دارای یک مقوله هستند.