مملوکیت

مترادف‌ها

مالکیت، دارایی، تصرف

لغت نامه دهخدا

مملوکیت. [ م َ کی ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) عبودیت و بندگی و غلامی و گرفتاری و اسیری و محبوسی. ( ناظم الاطباء ): قنانة و قنونة، مملوکیت و بندگی. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با مملوکیت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این نظام فرمانروایی، پادشاهی مطلقه نامیده می‌شود که در آن، شاه برای کشور مانند سر برای بدن است و مردم در مقام مملوکیت و عبودیتِ پادشاهند و وظیفه‌شان اطاعت محض از او است. بررسی رساله‌های عهد ناصری و دوران منتهی به انقلاب مشروطه نشان می‌دهد که در بین اندیشمندان آن زمان، دو نظریه در خصوص تغییر نظام سیاسی سلطنت مطلقه وجود داشته‌است؛ یکی گذار به سلطنت مطلقهٔ منظم و دیگری گذار به سلطنت مشروطه.

💡 برای اثبات حق مملوکیت خود بر این زمین‌های کشاورزی وسیع، باید مدارک و اسناد رسمی ثبت شده در دفترخانه را به دادگاه ارائه دهید.

💡 اختلاف نظر میان دو خانواده بر سر مملوکیت این بنای تاریخی که در مرکز شهر قرار دارد، باعث درگیری‌های حقوقی طولانی‌مدت شده است.

💡 قانون جدید در مورد مالکیت زمین‌های عمومی، محدودیت‌های شدیدی را برای ثبت حق مملوکیت افراد بر مناطق حفاظت شده و جنگل‌ها اعمال می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران