ملک ستانی
مترادفها
رانتخواری، منفعتطلبی
متضادها
بخشنده
لغت نامه دهخدا
ملک ستانی. [ م ُ س ِ ] ( حامص مرکب ) مملکت گیری و پیروزی. ( ناظم الاطباء ). کشورستانی. و رجوع به ملک ستان شود.
فرهنگ عمید
مملکت گیری، کشور گشایی.
فرهنگ فارسی
مملکت گیری و پیروزی.
جمله سازی با ملک ستانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه چون ثقت الملک بود ملک فروزی نه نیز چو مسعود ملک ملک ستانی
💡 ای بار خدایی که خداوند جهانی لشکر شکن و ملک ده و ملک ستانی