ملاحظ
لغت نامه دهخدا
ملاحظ. [ م َ ح ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَلحَظ. ( از اقرب الموارد ). ج ِ ملحظ، مصدر میمی از لحظه ولحظ الیه، یعنی به دنبال چشم به سوی او نگریست. ( مقدمه دیوان حافظ چ قزوینی حاشیه ص صو ):
یرمون بالخطب الطوال و تارة
وحی الملاحظ خفیة الرقباء.
ابوداودبن جریر ایادی ( از مقدمه دیوان حافظ چ قزوینی ص صه ).
و رجوع به ملحظ شود.
فرهنگ فارسی
جمع ملحظ. جمع ملحظ مصدر میمی از لحظ الیه یعنی به دنبال چشم به سوی او نگریست.
جمله سازی با ملاحظ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این فهرست شامل تمام فرمانروایانی است که بنابر منابع تاریخی بر همه یا بخشی از سرزمین ایران حاکم بودهاند. این فهرست فارغ از ملاحظات مربوط به اصالت تاریخی، دولت ملی، دین، قومیت، زبان و ویژگیهای فرهنگی و سیاسی دورههای مختلف تنظیم شدهاست.
💡 عـشـق زليخا به يوسف به جايى كشيد كه همه ملاحظات را كنار گذاشت و از همه عنوان هاچشم پوشيد و تصميم گرفت عشق سوزانش را به اين جوان ماه سيما و غلام كنعانى ابرازكند و به هر ترتيبى شده از وى كام دل بگيرد.
💡 مرکز این ایالت در تایفو بود و قلمرو آن عمدتاً مناطق مرکزی و جنوب غربی استان شاندونگ امروزی را پوشش میداد. لو در شمال با ایالت قدرتمند چی و در جنوب با ایالت قدرتمند چو هم مرز بود. موقعیت لو در مرزهای شرقی ایالت ژو غربی، در مقابل مردم غیر ژو در ایالتهایی مانند لای و خو، یکی از ملاحظات مهم در پایهگذاری این ایالت بود.
💡 در ساخت نرمافزار میبایست به ملاحظات مربوط یه کد زنی که در زیر آمدهاند توجه ویژه داشت:
💡 سه آهنگ «اسیر»، «سرنوشت» و «تن زخمی» از این مجموعه را پسر سیاوش، علیرضا قمیشی در ایران خواند. همچنین آهنگ «پاییز» از این مجموعه را شادمهر عقیلی در ایران خواند اما بنا به ملاحظات و گرفتن مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نام سیاوش قمیشی روی جلد آلبوم نوشته نشد.