مقرئی

مترادف‌ها

تلاوت‌کننده

لغت نامه دهخدا

مقرئی. [ م ُ رَ ئی ی ] ( ص نسبی ) منسوب به مقراءشهری به یمن. ( منتهی الارب ). و رجوع به مقراء شود.

جمله سازی با مقرئی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مقرئی ذکر قامتش می گفت هر کس آنجا رسید خوش بستاد

💡 آن مقرئی جوان با صدای بسیار سوزناک و ردی بسیار زیبا، توانست توجه تمام حاضران در مراسم ختم قرآن را به خود جلب کند.

💡 برای آموزش صحیح تجوید و قواعد قرائت، هر مقرئی باید سال‌ها تلاش و تمرین مداوم با اساتید برجسته حوزه علوم قرآنی را انجام دهد.

💡 در مسابقات بین‌المللی تلاوت، هر مقرئی با رعایت دقیق قواعد تلفظ و آهنگ، سعی می‌کند برتری خود را در اجرای آیات نشان دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران