مقباس

لغت نامه دهخدا

مقباس. [ م ِ ] ( ع اِ ) پاره آتش و شعله. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از محیط المحیط ). پاره آتش و هیزمی که به آتش افروخته شده باشد. ( ناظم الاطباء ). || ( ص ) زنی که به سرعت آبستن گردد. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با مقباس

💡 233) اللهم اجعل قلوبنا سالمة - و قلبى من النفاق - اللهم طهر لسانى من الكذب -و السنتنا صادقة، مقباس المصابيح، بحار، ج 86،ص 113.

💡 232) اللهم اجعل قلوبنا سالمة و قلبى من النفاق - اللهم طهرلسانى من الكذب - والسنتنا صادقة، مقباس المصابيح، بحار، ج 86،ص 113.

💡 236) مقباس المصابيح، البلدالامين،ص 248-اصل دعا در اول كتاب ذكر شده.

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز